تبلیغات
وبلاگicon
معماری - متن برنامه ی دو قدم مانده به صبح در مورد معماری
 
معماری
memari
درباره ما



مدیر : javad abedi
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
نظرات خود را درمورد این وبلاگ بگزارید؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

متن برنامه دوقدم مانده به صبح

 تاریخ:16/5/87 مدت:100 دقیقه مهندس شادمهرراستین ، دكترسپیده شفاهی

مجری:بسم الله الرحمن الرحیم.سلام عرض می كنم به خدمت یكان یكان هموطنان جان وروی سپید ورستگارخودمان. نخستین مرغزارگفتگوی امشب هنرمند برجسته كشورمان جناب آقای مهندس شادمهرراستین كارشناسی می كنند ومهمان ارجمندشان سركارخانم دكترسپیده شفاهی معمار وشهرسازمحترم . كارشناس: موضوع بحث ما آب نما است . روی این تاكید آب نما ،جدا شدنشان خیلی صحبت است. به خودمان وعده داده بودیم ارجاع بدهیم . ایران جزوكشورهایی است كه با میزان كم بارندگی می شود گفت جزو كشورهای خشك است. اما هیچ ایرانی نمی تواند بدون صدای آب وتصویرآب بخش اززدندگی شهری را فكركند .چه طوری این آب درمنظرچشم ما است درایران با وجود این كه ایران جزوكشورهایی است كه همانطوركه گفتم بارندگی درآن كم است واین تكنیك معماران قدیمی بوده كه تا به امروزرسیده ولی امروزدچارمشكلاتی است . مهمان:من فكرمی كنم كه درخود واژه آب نما مفهومی كه باید باشد مستطراست به عبارتی آب نما باید آب كه یك مایه حیات است را نمادین كند وحداقل مفهوم آب وبه كارگرفتن آب درفضای شهری ودرمعماری ما جایگاه خیلی ویژه ای دارد وطبیعی است كه به اشكال متفاوت كه حالا به صورت فضای شهری یا به صورت حوض درداخل فضاهای مسكونی یا غیره ،طبیعتا كاربسیارزیادی روی این انجام شده . كارشناس:درواقع می شود گفت حتی در شكل روستایی كه آب به صورت رودخانه وجویباروجود داشته شكل شهری هم رعایت شده چه درخانه ،چه درمعابرو چه درفضاهای اصلی شهری درمساجد ،درمدارس علمیه. همیشه آب وحركت آب وصدای آب وجود داشته . مهمان:من فكرمی كنم كه به هرحال درفرهنگ ما همانطوركه اشاره می كنید به دلیل كمبودآب حرمت زیادی آب دارد ورفتاری كه ما دمعماری یا درشهرسازی با آب می كنیم بسیارمتفاوت است با رفتاری كه درمعماری یا شهرسازی دركشورهایی كه آب زیادی دارند و جود دارد . درایران رسم براین نیست كه ازروی آب رد شوند درحالی كه درباغ آرایی ژاپنی پرازپل است برای عبورازروی آب درحالی كه درفضاهای ایرانی همیشه دركنارآب حركت می كنند وفضاها براین اساس شكل می گیرند . آب به عنوان یك عنصربسیارجدی درحیات هم باعث استقرارانسانها درمكان شده وهم نقش خیلی تعیین كننده ای درشكل گیری فرم فضا وآرایش فضا داشته . ما صحبت عمده كه داشیم باهم این بود كه واقعا نقش این آب نما ها درفضاهای شهری به ویژه درمیادین شهری چه بوده وبه خصوص تهران . ما اگربه این قائل باشیم كه آب نما یا آب دراین مكانها یك نقش تعیین كننده ومتاثرازازمكان دارد قائدتا وقتی كه دریك میدان شهری است حتما باید مقدم براین كه ازآب وآب نما استفاده شود خود آن فضا به درستی فهمیده شود ودرك شود یعنی آب دریك میدان با آب دریك واحد مسكونی قائدتا متفاوت است بنابراین شناخت میدان وعملكرد میدان وحظوراین آب درمیدان باعث می شود كه تعریف متفاوت وفرم وشكل متفاوتی درفضا را به وجود بیاورد . كارشناس:به شكل نمایشی هم آب تاثیرمی گذارد . چون بحث همان آب نما ،آب اینجا یك فرم نمایشی باید پیدا كند ،نمایش درفضای عمومی به اسم میدان .اگربخواهیم یك ارتباطی هم بین تهران ،شیب تهران وآب نما داشته باشیم. مهمان:تا جایی كه من اطلاع دارم ،تنها درایران نه ،شاید ما بتوانیم این را عام تربگوییم خیلی ازفضاهای شهری دارای قنواتی بوده یا چشمه بود، نمونه این را ما درفضای شهری داریم كه آبی كه شكل گرفته متاثرازاینها بوده همانطوردرخارج ازكشورهم همین طوراست خیلی ازجایگاه هایی كه به صورت آب نما وجود دارد حتما یك چشمه ای بوده وتبدیل به یك فضای شهری یا میدان یا غیره می شود. بنابراین خود موقعیت طبیعی این مظهرقنات ها یا چشمه ها عاملی بوده درشكل گیری حتی یك فضای شهری حالا تكنولوژی اگرباعث شده همه جا برود بحث جدا گانه است وهیچ اشكالی هم ندارد ولی این كه ما چه طورازاین استفاده می كنیم طبیعتا اهمیت دارد . ودرمقابل این چه فروتنی ای داریم . این دغدغه ای است كه من فكرمی كنم به شدت درمورد شهرتهران ما باید داشته باشیم یعنی جویهای جاری كه وجود داشته همان طوركه صحبت كردیم .تهران یك جوری با صدای آب آشنا بوده .ما اگركه بخواهیم این عنصرغنا بخش به فضای شهری را به آن نگاه كنیم همانطوركه خدمتتان گفتم واقعا به خود میدان به عنوان یك فضای شهری دارای اهمیت است كه نگاه كنیم . مااگرسابقه تاریخی میدان را نگاه كنیم درفرایند تحولی ازروزی كه یك فضایی بوده كه عملكرد تعریف شده ای داشته .اگربه خود تهران نگاه كنیم درمیادینی كه ازخود قاجارشروع می كند درتهران مثل ارگ ،مثل میدان مشق،مثل سبزه میدان یا میدان توپخانه .یعنی خود این اسم تعیین می كرده كه نقش میدان دیوانی وحكومتی است مثل میدان ارگ یا میدان مشق یا میدان توپخانه كه نقش نظامی داشته یا سبزه میدانی كه محل تبادل كالا واقتصادی بوده اینها هركدام یك عملكرد تعریف شده ای داشتند وتا زمانی كه نسل نیاد طبیعتا با فروریختن دروازه های تهران وجای آن فضای شهری این دروازه ها جایگزین میشود وبعد هم نسل های بعدی كه دردوره پهلوی اول می آید وپهلوی دوم وتا امروزاینها ادامه دارد . ما این سیرتحول آب نما ها درتهران را نگاه كنیم می بینیم كه به تدریج نقش فضای میانی كه طبیعتا بسیارخالص ومتواضع بوده درمقابل بدنه وجداره این میادین وآب همیشه یك آرامشی كه درسطح افق حركت می كرده چه طوری به مرورزمان این ویژگی كه آن طبیعت با هماهنگی با فضای مسطح بوده تغییرنقش پیدا می كند . كارشناس:یعنی امروزه به دلیلی آب را درارتفاع سازمان می دهند كه قبلا كاركرد فواره بود . من میدان هفت حوض واقعا برای من شگف انگیزبود بعد فواره های میدان فوزیه سابق (امام حسین) همیشه درذهنم بود . نكته ای كه است این كه برای من عجیب است من چند وقت پیش میدان مولوی رفته بودم ومیدادین دیگریك حجم بزرگی می سازند آن وسط وآب باید از آن بالا شره كند درمكعب های بتونی پایین بیاید درصورتی كه آن موج ساده ای كه درهفت حوض بود وما همیشه آن تصویرخودمان را می دیدیم انگارآب نما نمایش خود ما بود به خودمان نه این كه یك دیواره باشد كه ازآن آب بیاید وفواره هم كاركرد آب درارتفاع را داشت . مهمان:فواره ها مركزثقل بوده ولی با توجه به معماری كه ما داشتیم با توجه به اهمیت آن جداره كه میدان داشته این شفافیت آب هیچ وقت ناقض آن نظم فضایی وآرایش فضایی نبوده حتی اگرفواره ای هم بوده .الان آب كه تحت الشعای حجم یك توده ساختمانی می شود هردومفهوم ازبین می رود هم شفافیت خودش ازبین می رود هم توجه ای كه به جداره به عنوان معماری ایرانی شود طبعیتا ازبین خواهد رفت یك حجم سنگینی كه همه چیزرا ازبین می برد یعنی یك مانع شدیدی می شود دربرقراری ارتباط درداخل آن فضا. كارشناس:یك مشكلی پیدا كردند میدانها،راجب همان اطلاع رسانی درمیدان است یعنی میدان شكل دعوت كنندگی به مركز وگذرش را ازدست داده آب این كارشفاف واطلاع رسان را می كرد . به چهارراهی رسیدی باید تغییر مسیردهی وبا تواضع وآرامش . مهمان:میدان به دلیل چه درزمانی كه هنوزورود ماشین مطرح نشده بود كه بعد از این كه ماشین وارد می شود به تابیراكثربرنامه ریزان شهری و معماری یك تفاوتی بین فلكه ومیدان قائل هستند میدان جایی است كه حظور انسان قالب است فلكه جایی است كه عملا حظورماشین قالب می شود . این مكان این فضای شهری وقتی كه محل تجمع انسان است درحقیقت درجهت یك همگرایی انسانی ویك فعالیت اجتماعی حركت می كند وقتی كه تسهیل كننده حركت ماشین است برعكس یك واگرایی است یعنی دوتا حركت كاملا درتناقض را با هم انجام می دهد .گذاشتن این دوتا فضا دركنارهم هیچ همخوانی با هم ندارد واین كه دوتا هدف متفاوت دوتا انتظارمتفاوت برای شهروند ودوعملكرد متفاوت را ما بخواهیم دریك فضا جمع بكنم واین مشكلی است كه عملا تمام میادین ما با این قاطی شدن پیدا می كنند. بعد میدان قدیمی ایرانی همیشه به دلیل این كه قابلیت تجمع شهروند درآن بوده طبیعتا بهترین مكان برای اطلاع رسانی هم بوده .همان طورمردم اگرقراربود حالا رویداد اجتماعی،سیاسی ،برگذاری مراسم.هراتفاقی بود درمیدان اتفاق می افتاد وخیلی ارتباط راحت تربرقرارمی شد . درگذشته اگرداروغه عمل می كرد حتی یك اتفاقهای ساده ای مثل ورود ساعت كه یك نوع وقت گویی را دارد . شما ببینید كه یك دفعه میدان های ساعت درتمام شهرها شكل می گیرد .الان هم این اطلاع رسانی با تكنولوژی امروزازطریق تلوزیون هایی كه درچند تا ازمیادین تهران نصب شده این اطلاع رسانی اتفاق می افتد یعنی درماهیت قضیه تردیدی نیست كه باید اتفاق بیوفتد . اطلاع رسانی درمیدان حظورانسانی را تاكید می كند . كارشناس:اما چه اتفاقی افتاده درمیادین ما انسانها كه قراراست درمیدان گاه به هم برسند . ارتباط انسانی كه فضایی را را می كند میدان درلغت نامه دهخدا می گوید سطح صافی كه انسانها درآن كاری میكنند مثل كارزار،میدانگاه جنگ . بعد حركت اگرباشد توصیف می كند فلكه است . مثل فلكه شیرآب جهت حركت دارد یعنی اینقدرمكانیكی وغیرانسانی است به نظرمی رسد میدانهای ما الان فلكه شدند یعنی هیچ ارتباط انسانی درآن شكل نمی گیرید هیچ فضایی برای ارتباط انسانی واطلاع رسانی نیست . مهمان:من فكرمی كنم كه مقدم برهرچیزواقعا ما انتظارمان ازآن فضای شهری تعریف شده بكنیم یعنی آن اتفاقی كه می افتد درست مثل بارزدن شیشه وسنگ است یعنی دوتا چیزی كه هیچ گونه سنخیتی باهم ندارند . ما می توانیم فلكه داشته باشیم ومیدان هم داشته باشیم ولی به شرط این كه بفهمین كدام كدام است وچه انتظاری اولا ما ازسازماندهی فضا برای این عملكرد درست داریم .درمیدان همه اتفاقات دروسط می افتد درحالی كه درفلكه این كشیده می شودبه حاشیه وتسلط میانه میدان با یك عامل دیگری است ما حتی اگرمی خواهیم وسط میدان را سازمان دهیم برای فلكه بودند خیلی متقاوت است با میدانی كه می خواهیم آدمها درآن تجمع كنند الان هم همین اتفاقات می افتد شما همین الان جشن عاطفه ها وخیلی ازمراسمی كه اتفاق می افتد می آوریم درمیدان برای این كه هنوزذهنمان كارمی كند كه میدان آن مكان شاخصی است كه آدمها بیشتردرآن حظور دارند واین امكان ارتباط گیری بیشتراست ولی اتفاق به آن شكل كامل ودرست نمی افتد . شما خودتان مطلع هستید ،میدان آزادی ازحدود هشت هكتارزمینی كه دراختیاردارد درطرح اوله شش ونیم هكتارآن فضا است فضایی كه آدم قراربوده درآن باشد الان تمام این تناسب ها به هم خورده بعد هم نقشی كه آن میدان داشته درحقیقت دروازه بوده یك دروازه ای بوده كه قراربوده خیلی دروازه ورود خوش آیندی باشد درحالی كه الان شده مكان تبادل سفریعنی آدمها نمی آیند كه درآن فضا باشد آدمها می آیند ازآن جا پخش شوند .یعنی همگرایی درآن ها وجود ندارد اگرقراربود این اتفاق نیوفته كه نه موزه ای می گذاشتندوسط میدان ونه كتابخانه ای میگذاشتند . قرار بوده كه دریك محوطه ای كه دراختیاراست خیلی راحت به وسط میدان رسیده بشود برای این كه بشود ازآن فضا استفاده كرد اینها به دلیل عدم درك فضا ،مقصود ودلیل به وجود آمدن این فراخی برای فعالیت . یك زمانی هم كاركرده دردوران انقلاب ،بزرگترین رویدادهای سیاسی واجتماعی درداخل این میدان دقیقا به خاطراین امكانش بوده وما حتی خیلی ازاین میادین به دلیل این حركت اجتماعی كه درآنها اتفاق می افتد حتی اسمشان را مدیون این حظورانسان هستند مثلا میدان انقلاب،بهارستان،آزادی،شهدا. همه اینها به دلیل رویدادهای اجتماعی وتاریخی وسیاسی هستند یعنی به عبارتی من خدمتتان عرض كنم كه كه میادین یا ومیدان هایی كه وجود دارند باری وازهویت تاریخی ما را با اضافه باری ازخاطره جمعی درآنها نهفته است وما نمی توانیم با حظورماشین پاكشان كنیم . من فقط یك نكته را بگوییم . شكل گیری این میادین دفعه پیش همه صحبت ما روی درك فضا بودیعنی ما به عنوان یك معماریا شهرساز كه یك عامل مصنوعی را دریك بسترطبیعی وتاریخی وقتی به و جود می آوریم نمی توانیم فارق ازعملكرد آن عنصر،فارق ازجغرافیای مكانی آنجا وفارق ازتاریخی كه پشت این است باشیم وقی این سه تا هست بعد ما تازه می فهمیم با این فضا چه كاركنیم . تمام این تلاشها به عنوان نمادین كردن یا استفاده ازعناصردرمیدان به خاطرغنای آن فضا است . ما هزاران عامل داریم . وقتی شما به شمال می روید برای معرفی بوم آ‌نجا یك سری ازحیواناتی كه درآن منطق است را وسط میدان ها می زنند .ممكنه مشاهیریك شهررا بگذارند .وبعد هم این كه طبعیت موقعیت مكانی یك میدانی مثل میدان آزادی كه ورود به شهرودروازه است باید خصلت دروازه بودنش را داشته باشد . یا یك میدانی مثل میدان ونك كه وقتی شما روبه شمال می ایستید درخیابان ولی وعصرمثل یك پرده تئاترشما كوه های البرزرا دارید . برمی گردیم به سمت شرق درسه پرده پرده اول تپه های عباس آباد داریم پرده دوم لویزان را داریم وپرده سوم دماوند را داریم یعنی شما با یك غنای طبیعی این چنینی می آیید با آن فرمی كه وسط میدان است همه این دیدها را كورمی كنید حالا می خواهد فلكه باشد یا میدان باشد.تمام دغدغه طراحان شهری وبرنامه ریزان ومعماران این است كه نهایتا تفاوتی كه بین این فضاها وجود دارد آن دغدغه ای به اسم هویت فضایی است آن دغدغه ای كه به تشخیص فضا است آن دغدغه ای كه به هرحال شما آن المانی كه دارید دریك میدان به عنوان یك فضای جمعی می گذارید طبیعی است كه شما موزه نمی روید كه آدمهای خاص بروند همه مردم با تمام دیدگاه ها دراین میادین هستند وهرسنبلی كه درآنجا قرارمی گیرد باید درك عمومی درمورد آن اتفاق بیوفتد چون شما فضایتان را انتخاب نكردید بروید موزه شما دریك فضای فضای قراردارید كه این درتیررس دیدتان است بنابراین خصلت عمومی بودن این وقابل تشخیص بودن وهویت داشتن مكانی كه بعد یادش بماند تفاوت میدان ونك وسط خیابان ولی عصركوه البرز را می بیند. میدان آزادی یك اتفاق دیگری می افتد . یك میدانی مثل میدان فردوسی واقعا شاهد تحقیرشده وسط است . بنابراین خیلی مهم است كه ما بدانیم چه تاریخی آن میدان دارد . درچه دوره این ساخته شده ومكان وجغرافیای آن كجاست وقراراست به دید ناظرچه بدهد . برای شما میدان پیام دارد یك فضای جمعی است كه دردرون خودش پیام دارد . شما این پیام راچه گونه نمادین كنید مهم است . آن چیزی كه مطرح است این است كه ما یك سری عناصرطبیعی داریم كه مهمترینش این آب است وما باید بدانیم كه ازآب چه جوری استفاده كنیم به عنوان یكی ازعناصری كه می تواند خیلی غنا بدهد به فضاها هم تروتازگی اش وهم صدایش وهم دركشوری كه اینقدركمبود آب است اصلا دیدن این خنكی كه درگرمان تابستان روح آدم را شاد می كند به كاربردنش بسیارحایزاهمیت است ومن فكرمی كنم كه حتما باید درسازماندهی مجدد میادین تهران وعده اش است وزحمتی هم كشیده می شود یك مقدارباردرك روشن ترازعناصراین فضا به آن توجه شود وكاربكنند كه حتما هم همین طورخواهد بود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 23 بهمن 1388
javad abedi
جمعه 13 مرداد 1396 06:45 ب.ظ
Yesterday, while I was at work, my sister stole my apple ipad and
tested to see if it can survive a forty foot
drop, just so she can be a youtube sensation. My apple ipad is now destroyed and she has 83 views.
I know this is totally off topic but I had to share it with
someone!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:25 ق.ظ
You can certainly see your skills within the work you write.
The sector hopes for more passionate writers such as you who
aren't afraid to mention how they believe. Always
follow your heart.
دوشنبه 21 فروردین 1396 11:22 ق.ظ
Good post but I was wanting to know if you could write a litte more on this topic?
I'd be very grateful if you could elaborate a little bit further.
Bless you!
چهارشنبه 16 فروردین 1396 09:09 ق.ظ
Thank you for any other excellent post. Where else could anybody
get that kind of info in such a perfect approach of writing?
I've a presentation subsequent week, and I am at the search for such info.
چهارشنبه 16 فروردین 1396 07:22 ق.ظ
Wow, this post is fastidious, my sister is analyzing these
kinds of things, thus I am going to tell her.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر